مسئله آمار و ارقام در این نهضت با شکوه، حماسی و ماندگار، یکی از مسائلی است که ابهامات و سؤالات فراوانی پیرامون آن مطرح است. گرچه در این موضوع مورّخان اسلامی آراء و دیدگاه های متفاوتی دارند و در بعضی یا بیشتر موارد به درستی نمیتوان نظر قاطعی ابراز کرد! ؛ ولی در این مقاله سعی شده است تا حد توان، اقوال مورّخان جمعآوری، بررسی و گوشههایی از تاریخ پر شکوه و سرنوشت ساز کربلا روشن شود
1. تعداد یاران حضرت امام حسین(ع) هنگام خروج از مدینه
مرحوم شیخ مفید (م 413 هـ) مینویسد: «فخرج الحسین(ع) فی لیله الاحد لیومین بقیا من رجب متوجّهاً نحو مکه و معه بنوه و بنو اخیه و اخوته وجُلّ اهل بیته الاّ محمّد بن الحنفیه...» یعنی؛ حضرت سیّد الشهداء علیه السلام در شب یکشنبه (دو روز مانده از ماه رجب) در حالی که همراه ایشان فرزندان خودش، فرزندان برادرش، برادرانش و تمامی اهل بیتش (غیر از محمد بن حنفیه بودند)، به سوی مکّه حرکت کرد.
خوارزمی (م 568 هـ) می گوید: «و خرج الحسین(ع) فی جوف اللیل یرید مکه فی جمیع اهل بیته...» یعنی؛ امام حسین(ع) در تاریکی شب به همراه تمامی اهل بیتش حرکت کرد...
تاریخ نویسان اسلامی و صاحبان مقاتل، عباراتی روشن تر از آنجه که ذکر شد، ندارند و اکثر با اجمال و ابهام، تعداد یاران و همراهان حضرت را ذکر کرده اند.
ادامه مطلب
امام حسین بن علی(ع) از فردی پرسید:" کدامیک از این دو کار نزد تو محبوبتر است، رهانیدن بیچاره ناتوانی از دست یک ستمگر که قصد کشتن او را دارد، یا کمک به پیروزی مؤمن درمانده ضعیفی از شیعیان ما در برابر دشمنی حیلهگر که میخواهد وی را گمراه کند؟ بدین نحو که با بیان حجتها و برهانهای الهی (وی را کمک کنی] تا بتواند بر ناصبی غلبه کرده و وی را شکست دهد؟"
امام خود پاسخ پرسش خویش را چنین بیان فرمود:
"بلکه نجات بخشیدن این مؤمن درمانده از دست ناصبی محبوبتر است..." (1)
ادامه مطلب
تأکید ائمه اطهار در برپا داشتن و تشویق عزاداران و مدیحه سرایان اهل بیت علیهم السلام با هدف زنده نگهداشتن آن واقعه عظیم بشری بوده است عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) در مهم ترین کارکرد خود، سبب شده است تا یاد، نام و پیامهای نهضت عاشورا زنده و جاوید بماند، و آموزههای آن به همه بشریت انتقال یابد.

شاید برایتان سؤال پیش آمده باشد که اصلا چه کسی گفته است برای ایشان عزاداری کنیم و چرا؟ تا کی باید عزادار بود؟ سیره ائمه معصومین در این زمینه چگونه بوده است؟
ادامه مطلب
دیدگاه اهل سنت راجع به کربلا و عاشورا چگونه است؟ آیا عید گرفتن در عاشورا ربطی به عید گرفتن بنیامیه دارد؟

جهت رعایت عدل و انصاف باید اذعان داشت که دیدگاههای اهل سنت یکسان نیست و نمیشود حکم واحدی در مورد همهی آنها داد. بالعکس اهل تشیع که به خاطر اجتماع حول یک محور «ولایت و امامت» از دیدگاه واحدی برخوردار هستند.
به عنوان مثال اگر به اهل سنت ایران توجه شود، همگی اهل بیت (علیهم السلام) را دوست داشته و معظم میدارند و اگر به اهل سنت ترکیه توجه کنیم، چند دسته هستند. در حالی که برخی از حنفیها [در آنکارا، استانبول و ...] تعصبات شدیدی دارند، نام بسیاری از مسلمانان اهل سنت مناطق کرد نشین، حسن یا حسین است. یکی از آنها که نامش حسن بود میگفت: ما با روضه امام حسین (علیه السلام) که پدرانمان میخوانند بزرگ شدیم و معاویه و یزید را دائم لعن میکنیم.
برای شناخت دیدگاه اهل سنت، باید دستهبندیهای متفاوتی در نظر گرفت. به عنوان مثال: کتب و منابع معتبر آنها یک شاخه است و دیدگاه عامهی مردم که معمولاً کتاب نمیخوانند به سخن بزرگان خود گوش میدهند یک شاخهی دیگر است و سخن بزرگانشان نیز کاملاً متفاوت و اغلب متضاد است. به همین دلیل اهل سنت، از یک مذهب در دو قوم، کاملاً دیدگاههای متفاوتی دارند.
ادامه مطلب
بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب؟
چرا حسینبنعلی (ع) به همراه خانواده خود عازم شد؟
با تکیه بر نگاه عقلانی به حماسه عاشورا
چرا حسینبنعلی (ع) در حرکت دفاعی ـ اصلاحی خود پس از مرگ معاویه، به همراه خانواده خود عازم شد؟ چرا ایشان خانواده خود را در مدینه یا مکه باقی نگذاشت و تنها به همراه یاوران خود رهسپار مکه و یا کوفه نشد؟
در حادثه عاشورا یکی از مطالبی که کمتر بدان پرداخته و کمتر پیرامون آن نوشته شده، این است که چرا حسینبنعلی (ع) در حرکت دفاعی ـ اصلاحی خود پس از مرگ معاویه، به همراه خانواده خود عازم شد؟ سفری که در ابتدا به قصد دفاع بود و پس از آن برای تشکیل حکومت و در آخر نیز در جهت دفاع از حیثیت و عزت خود و خاندانش. چرا ایشان خانواده خود را در مدینه یا مکه باقی نگذاشت و تنها به همراه یاوران خود رهسپار مکه و یا کوفه نشد؟ وی از سر ناچاری اهلبیت (ع) خود را به همراه آورد و یا از سر ایجاد حس شفقت و انساندوستی در میان مردمان؟ آیا روندی که حاکمان مدینه و مکه بر وی پیش گرفتند، امام را مجبور بدین کار نمود؟
برای پاسخ به سؤالاتی از این قبیل و نیز پیرامون علل همراهی خاندان حسینبنعلی (ع) به همراه ایشان به سمت مکه و سپس به سوی کوفه، تاریخ عاشورا را به سه قسمت تقسیم کرده و در این سه قسمت به علل این کار میپردازیم: 1- خروج حضرت از مدینه 2- خروج حضرت از مکه و 3- هنگام شنیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل در میانه راه کوفه.
خروج امام (ع) از مدینه

امام در مواجهه با درخواست بیعت با یزید در مدینه، با یک تهدید جدی روبهرو شد؛ تهدیدی که وی توانست با درگیری کلامی که با مروانبنحکم و ولیدبنعتبه حاکم مدینه انجام داد، زمان را بخرد؛ زمانی به اندازه کمتر از یک روز. چرا که آن حضرت میدانست دیر یا زود اگر مدینه را ترک نکند، حاکم مدینه راههای دیگری برای گرفتن بیعت پیش خواهد گرفت و چه بسا جنگی برپا نماید.
ایشان با مشاهده وضعیت روی داده، اوضاع را چنان دید که نمیتواند خانواده خویش را در مدینه رها كند و خود رهسپار مکه شود. چرا که اولاً امام خود به نیکی میدانست که بیعت نخواهد کرد؛ به همین خاطر مشکل وی با حکومت پایانی ندارد. در نتیجه حکومت میتوانست از خانواده آن حضرت به عنوان اهرم فشاری برای بیعت گرفتن وی با یزید استفاده نماید. همینطور پس از خروج ایشان از مدینه، این شهر دیگر مکان مناسبی برای خانواده اهلبیت (ع) نخواهد بود؛ حتی اگر حکومتیان به نیت استفاده از اهلبیت حسینبنعلی (ع) به عنوان اهرم فشاری برای وی استفاده نکنند؛ چرا که امنیت از خانواده وی سلب شده است.
ادامه مطلب
مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب گرانسنگ «نفس المهموم» عباراتی از زیارتنامه سیدالشهدا(علیه السلام) میآورد که در انتساب آن به حضرت مهدی(عج) تردید ندارد؛ در این زیارتنامه 10 ویژگی برای امام حسین(علیه السلام) بیان شده است.

برای شناخت ماهیت وجودی هر شخصی، باید به نزدیکترین کسان او رجوع کرد و با شنیدن گفتههایی که در آن تنها صدق گفتار مشاهده میشود، میتوان افراد شناخت. بر همین اساس، پناه بردن به کلام معصومین(علیهم السلام) بهترین مرجع و منبع برای شناخت امامان معصوم(علیهم السلام) است.
امام حسین (علیه السلام) نیز به دلیل اثرگذاری خاصی که در مکتب شیعه دارد، و چگونگی زندگی، قیام و شهادتی که داشت، بسیار مورد سؤال امامان بعد از خود قرار گرفت تا شناخت شیعیان از امام سوم خود، بیشتر شود و هر یک از اولاد معصوم ایشان نیز به دنبال ارائه بهترین توصیف در باره شخصیت نورانی سیدالشهدا(علیه السلام) بودند. در این نوشتار به صورت خلاصه، اظهارات حضرت ولی عصر(عج) در باره جد شهیدشان برای بازشناسی شخصیت امام حسین (علیه السلام) ارائه شود.
از بهترین توصیفاتی که راجع به حضرت امام حسین (علیه السلام) شده، زیارتنامهای است منسوب به حضرت ولی عصر(عج). مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب گرانسنگ خود «نفس المهموم» عباراتی از این زیارت را بدون هیچ تردیدی به حضرت مهدی(عج) نسبت میدهد، آنجا که امام مهدی(عج) می فرماید:
«کُنتُ لِلرَّسُولِ وّلَداً و لِلقُرآن سَنَداً وَ للاُمَّة عَضُداً وَ فِی الّاعَهة مُجتَهِداً حافِظاَ لِلعَهد وَ المیثاق ناکِباَ عَن سُبُلِ الفُسّاق تَناوه تأوه المَجهُود طَوِیل الرُکُوع وَ السُّجُود زاهِداَ فِی الدُّنیا ژُهدَ الرّاحِل عَنها ناظِراَ بِعَین المُستَوحِشِینَ مِنها»؛ تو ای حسین! برای رسول خدا فرزند و برای قرآن سند و برای امت بازویی بودی، در طاعت خدا تلاشگر و نسبت به عهد و پیمان حافظ و مراقب بودی، از راه فاسقان سر بر میتافتی، آه میکشیدی، آه آدمی که به رنج و زحمت افتاده، رکوع و سجود تو طولانی بود، زاهد و پارسای در دنیا بودی، زهد و اعراض کسی که از دنیا رخت برکنده است، با دیده وحشتزدگان بدان نگاه میکردی.
ادامه مطلب
محرم که میآید بوی سوگواری و زنده شدن دلها و جلا یافتن قلبها در صیقل یک مصیبت بزرگ است . مصیبت مردی از خاندان رسول الله (صلی الله علیه وآله) که همو فرمود: بدانید که اجابت دعا زیر گنبد او ، و شفاء در تربت او و امامان از نسل اویند. (1)

همه چیز دربارهی تربت امام حسین (ع) و تسبیح خاکی!
تربت امام حسین (علیه السلام)
حضرت امام کاظم (علیه السلام) در ضمن حدیثی فرمودند: ولا تأخذوامن تربتی شیئاً لتبرّکوا به فانّ کلّ تربةٍ لنا مُحّرمةٌ إلا تربة جّدی الحسین بن علی (علیه السلام) فان الله عزّ و جلّ جعلها شفاءً لشیعتنا و اولیا ئنا؛ چیزی از خاک قبر من برندارید تا به آن تبرک جویید چرا که هر خاکی بر ما حرام است جز تربت جدّم حسین (علیه السلام) که خداوند آن را برای شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است. (2)
با توجه به این روایت شریف بدست میآید که تربت سیدالشهداء (علیه السلام) دارای خاصیت شفا و تبرک جویی است که البته تنها برای شیعیان و دوستان آن حضرت این خاصیت خود را نشان میدهد!
آثار خاک قبر سید الشهداء (علیه السلام)
خاک متبرک کربلا آثار و خواصی دارد که از آن جملهاند:
1- در نماز، سجده بر تربت امام حسین (علیه السلام) مستحب است و ثواب نماز را افزایش میدهد.
2- خوردن هر نوع خاک حرام است به جز تربت سیدالشهدا که به نیت شفا مقدار اندکی از آن جایز است.
3- برداشتن کام نوزادان با تربت حسینی (علیه السلام) مستحب است.
4- کالایی که به جایی فرستاده میشود مستحب است مقداری تربت هم همراه آن بگذارند همانند جهیزیه عروس.
5- بوییدن و بوسیدن و بر چشم مالیدن تربت امام حسین (علیه السلام) مستحب است و حتی دست کشیدن و مالیدن آن بر سایر اعضای بدن ثواب دارد.
6- مستحب است هنگام دفن میت مقداری تربت همراه او گذاشته شود و با حنوط او نیز مخلوط کنند – (حنوط مقداری کافور است که بر جاهای سجده میت میگذارند نظیر پیشانی و کف دستها و سر زانوها و نوک انگشتان بزرگ پا)
با توجه به این موارد و موارد بسیار دیگری که در احادیث و روایات شیعه در تبرک جستن به تربت امام حسین (علیه السلام) ذکر شده است میتوان دریافت که در تمام دورانهای زندگی از آغاز تا پایان حیات آدمی همراهی او با تربت پاک حسینی (علیه السلام) رمز و نشانه ای است از آن که انسان همواره باید دل در گرو محبت او بسپارد و بس!
ادامه مطلب